معنی معارضه کردن
5 بازدید
[ مُ رَ ضَ / رِ ضِ کَ دَ ] (مص مرکب) مبارات. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقابله کردن دو حريف و مدعی با يکديگر.
کلمات همقافیه با «معارضه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر