معنی معادن
6 بازدید
[ مَ دِ ] (ع اِ) جِ معدن به معنی کان جواهر از زر و سيم و جز آن. (آنندراج). کانها. جِ معدن که به معنی کان است. (غياث): معادن پس نبات آنگاه حيوان به هم بستند يکسر عهد و پيمان. ناصرخسرو. در او... اصناف معادن باشد. (کليله و دمنه). چون خواست که در اين عالم معادن و نبات و حيوان پديد آرد، ستارگان را بيافريد خاصه مر آفتاب و ماه را. (چهارمقاله ص8). در دل سنگ کثيف جواهر معادن و فلزات بيافريد. (سندبادنامه ص2). دل خاقانی اگر کوه غم است هم در آن کوه معادن تو کنی.خاقانی. و رجوع به معدن شود. || در نزد فقها مالی است که در زيرزمين يافت شود چه آنکه معدن طبيعی باشد يا کنزی باشد که کفار دفن کرده باشند و سجود بر معادن روا نيست. (فرهنگ علوم نقلی دکتر سجادی).
کلمات همقافیه با «معادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر