معنی معادات.
5 بازدید
[ مُ ] (ازع، اِمص) عداوت کردن و با کسی دشمنی کردن. (غياث) (آنندراج). عداوت و دشمنی با يکديگر. (ناظم الاطباء): و بدان که اصل خلقت ما بر معادات بوده است و از مرور روزگار مايه گرفته است. (کليله و دمنه چ مينوی ص279). شاپور مطل و مدافعت پيش نهاد و بدان سبب موالات و مصافات، منافرت و معادات گشت. (جهانگشای جوينی). و رجوع به معاداه شود.
کلمات همقافیه با «معادات.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ت.» برای سرودن شعر