معنی معاتبه
6 بازدید
[ مُ تَ بَ ] (ع مص) با کسی عتاب کردن. (تاج المصادر بيهقی). خشم گرفتن و ملامت کردن يا خشم گرفتن همديگر را. عتاب. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). خشم گرفتن همديگر را. (آنندراج). عتاب. ملامت کردن. (از اقرب الموارد). و رجوع به عتاب و معاتبت و مادهٔ قبل شود.[ مُ تَ بَ / تِ بِ ]۲ (از ع، اِمص) خشم گرفتن. عتاب کردن. ملامت کردن. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معاتبه و معاتبت شود.
کلمات همقافیه با «معاتبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر