معنی معابل
3 بازدید
[ مَ بِ ] (ع اِ) جِ مِعبَلَه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). پيکانهای پهن و دراز: و کانت اليواقيت الکهب تلمع من خلل السقف المتعالی فيرمونه بالمشاقيص و المعابل العراض النصول حتی تنکسر منالجبال. (الجماهر بيرونی چ دکن ص76).
کلمات همقافیه با «معابل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر