معنی معاء
9 بازدید
[ مِ ]۲ (ع اِ) روده. مَعْیْ. مِعیََ. ج، امعيه. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مَعْیْ. مِعیََ. (منتهی الارب). و رجوع به معی شود. - معاء اعور؛ رودهٔ کور. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به روده شود. - معاء دقاق؛ رودهٔ باريک. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به روده شود. - معاء صائم؛ رودهٔ تهی. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به روده شود. - معاء غلاظ؛ رودهٔ فراخ. رودهٔ بزرگ. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به روده شود. - معاء مستقيم؛ آخرين روده که چستا نيز گويند. (ناظم الاطباء). رودهٔ راست. راست روده. و رجوع به روده شود.[ مُ ] (ع مص) بانگ کردن گربه. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر