معنی مظهری
6 بازدید
[ مَ هَ ] (اِخ) از جمله شعرای سلطان يعقوبخان است و اين مطلع از اوست: ای کبوتر به پيامی چو بر يار شوی منگر دانهٔ خالش که گرفتار شوی. و نيز: آهوان را در دل از تير تو جز پيکان نماند آمدی در شهر و در صحرا يکی را جان نماند. (مجالسالنفايس ص304).
کلمات همقافیه با «مظهری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر