معنی مظنه
6 بازدید
[ مَ ظِنْ نَ ] (ع اِ) موضع ظن يا جای گمان بردن. ج، مَظان. (آنندراج) (غياث). جای گمان بردن چيزی را که در آنجای است. ج، مظان. (منتهی الارب). جايی که گمان ميرود چيزی در آنجا باشد. (ناظم الاطباء). مظنه الشیء، جای معهود چيزی که گمان رود آن چيز در آنجاست. ج، مظان. (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط):[ مَ ظَنْ نَ / نِ ] (از ع، اِ) گمان و پندار و انديشه و قياس و وهم و احتمال. || گويا و شايد و يحتمل. (ناظم الاطباء). || در تداول بازاريان ايران، نرخ. بها و نرخ تقريبی. ج، مظان و مظنهجات۳. (از يادداشتهای به خط مرحوم دهخدا)۴.
کلمات همقافیه با «مظنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر