معنی مظفر کرمانی

معنی مظفر کرمانی

5 بازدید
[ مُ ظَفْ فَ رِ کِ ] (اِخ) ميرزامحمد تقی پسر ميرزا کاظم طبيب بود و در علوم عقلی و نقلی مرتبهٔ عالی يافته به‌ صحبت مشايخ عهد رغبت نموده و به‌ مواظبت ذکر و فکر و تخليه و تجليه و تزکيه و تصفيه به مقامات بلند رسيد. در نظم و نثر تحقيقات کرده. محققين کرمان او را مولوی‌ کرمانی خوانند و نظير مولوی رومی دانند. ديوان اشعار و مثنوياتش ديده شد. در شاعری‌ نظير متقدمين است. در سنه 1215 هـ . ق. در عراق عرب درگذشته. اشعارش تازه و رنگين‌ است. او راست: رسالهٔ مجمع‌البحار در تفسير بحرالاسرار و مشتاقيه و خلاصهالعلوم و کبريت احمر. از اوست: دهر چون باغ و شجر چرخ و ثمر انسان است‌ باغبان حضرت خلاق علی‌الشان است. کيست انسان بحقيقت بنگر صاحبدل‌ که تن خاکی او با دل و دل با جان است. و نيز: خيمه چو زد در جهان حضرت سلطان عشق‌ کون و مکان آمدند بندهٔ فرمان عشق‌ عشق چو چوگان ناز در کف قدرت گرفت‌ نه فلک آمد چو گوی در خم چوگان عشق. و نيز: فرياد ز مکر نفس کاذب‌ امارهٔ مستبد لاعب‌ لاهی ز معارج و مقامات‌ ساهی ز مدارج و مراتب‌ غافل ز حقايق و معارف‌ زاهل ز مکارم و مناقب‌ همواره انيس با اباعد پيوسته جليس با اجانب‌ با مکر هوا شده معانق‌ از ذکر خدا شده مجانب. و رجوع به مجمع‌الفصحاء ج‌2 ص‌447 تا 450 و رياض‌العارفين ص‌281 شود.

کلمات هم‌قافیه با «مظفر کرمانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید