معنی مظفر هروی
5 بازدید
[ مُ ظَفْ فَ رِ هِ رَ ] (اِخ) از شعرای معاصر سلمان ساوجی و متوفی به سال 728 هـ . ق. است. هدايت آرد: از معاصرين ملک معزالدين کرت و از ارباب سلوک و تجريد بوده در زمان خود به شاعری شهرت تمام کرده و از اشعارش جز اين تغزل نديدهام که به نام ديگران نيز نوشتهاند: ای بر سمن از مشک بعمدا زده خالی مشکين دل من گشته ز حال تو به حالی قد و دهن و زلف تو و جعد تو ديدم هر يک ز يکی حرف پذيرفته مثالی از سيم الفی ديدم و از بسد ميمی از مشک سيه جيمی و از غاليه دالی گفتم که تو خورشيدی و اين بود حقيقت گفتی که تو چون ماهی و اين بود محالی مه بدر نمايد چو ز خورشيد شود دور من کز تو شوم دور نمايم چو هلالی ای از بر من دور همانا خبری نيست کز مويه چو مويی شدم از ناله چو نالی يکروز به سالی نکنی ياد کسی را کاندر غم هجران تو روزيش به سالی روزی بود آخر که دل و جان بفروزم ز انروی که شهری بفروزد به جمالی از غصهٔ هجر تو شود رسته دل من وز روضهٔ وصل تو شود رسته نهالی. (از مجمعالفصحاء ج 2 ص35). و رجوع به تعليقات چهارمقاله دکتر معين ص204 شود.
کلمات همقافیه با «مظفر هروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر