معنی مظفر اسفزاری

معنی مظفر اسفزاری

4 بازدید
[ مُ ظَفْ فَ رِ اِ فِ ] (اِخ) خواجه امام... از منجمان بزرگ است و اوست‌ که با عمر خيام و جماعتی ديگر از اعيان‌ منجمين در سنهٔ 467 به فرمان ملکشاه‌ سلجوقی رصد معروف ملکشاهی را که رصد جلالی نيز گويند بستند. ابن‌الاثير در حوادث‌ سنهٔ 467 از او به «ابوالمظفر اسفزاری» تعبير کرده است. خواجه ابوحاتم مظفر اسفزاری از مشاهير حکما و معاريف و منجمين و دانشمندان ايرانی است که در نيمهٔ دوم قرن‌ پنجم و اوايل قرن ششم ميزيسته و با حکيم‌ عمر خيام معاصر و همزمان بوده است. شرح‌ حال اين حکيم بزرگ و چگونگی زندگيش به‌ تفصيل در دست نيست و آنچه صاحبان‌ تراجم دربارهٔ او نوشته‌اند مطلب مهمی که‌ وضع زندگانی و حال او را روشن نمايد به‌ دست نميدهد. قديمترين کتابی که در آن‌ ترجمهٔ حالی از مظفر ديده ميشود کتاب تتمهٔ صوان‌الحکمه ابوالحسن بيهقی است که تأليف‌ آن اندکی پس از مرگ مظفر بوده است و ظاهراً آنچه شهرزوری در نزههالارواح و روضهالافراح از گزارش احوال مظفر ذکر کرده از تتمه گرفته است. نظامی عروضی‌ سمرقندی در چهارمقاله حکايت کند که در سنهٔ 506 امام عمرخيام و امام مظفر همکار بودند. در کتاب ميزان‌الحکمه و همچنين‌ شهمردان‌بن ابی‌الخير در کتاب نزهت‌نامهٔ علايی نام او را در مؤلفات خويش آورده‌اند. کنيهٔ او ابوحاتم و نام پدرش اسماعيل و از اهالی اسفزار است. تاريخ ولادت وی بايد در حدود 437 يا پيش از آن تاريخ باشد. ابوحاتم از سال 467 تا سال 485 در اصفهان‌ ميزيسته سپس به خراسان و هرات و از آنجا به بلخ رفته. وفات او احتمالاً سال 513 و 515 است. سبب مرگ او را در حالات او ذکر کرده‌اند که ترازوی ارشميدس را که بميزان‌ غش و عيار معروف است ساخت و آن را به‌ سلطان اعظم‌سنجر تقديم کرد. سلطان به‌ خازن خويش سعادت نام سپرد. خازن که در جواهرات خزانه سلطان تقلب کرده و خيانت‌ بسيار از اين راه نموده و از بازخواست سنجر انديشه داشت به تصور اينکه آن ترازو سبب‌ کشف خيانت او می‌گردد و گرفتار خشم و عقوبت سلطان خواهد شد آن را خرد کرد و در زير خاک نهان ساخت. ابوحاتم که اين‌ خبر بشنيد دلتنگ و غمگين گرديد و از آن‌ اندوه رنجور و بيمار گشت تا بدرود جهان‌ کرد. آثار او آنچه باقی مانده بدين قرار است: 1- اختصار اصول اقليدس. 2- رسالهٔ آثار علوی يا کائنات جو که آن را به نام‌ فخرالملک‌بن نظام‌الملک پيش از سال 500 هـ . ق. تأليف کرده است. 3 -رسالهالشبکيهٔ. و رجوع به ابوحاتم اسفزاری و تتمهٔ صوان‌الحکمه ص‌98 و 120 و تاريخ رشيدی‌ ص‌37 شود.

کلمات هم‌قافیه با «مظفر اسفزاری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید