معنی مظفار
4 بازدید
[ مِ ] (ع ص) مرد فائزالمرام. (آنندراج). مرد مقضیالمرام که به هر کاری دست زند برخوردار گردد. (ناظم الاطباء). مُظَفَّر که در هر امری پيروز گردد و در جنگ دولت به او روی نمايد. (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). || (اِ) موچنه. (آنندراج). موچينه. منقاش. (ناظم الاطباء) (از اقرب {P(1) -رسمالخطی از «مظاهره» عربی در فارسیاست. P}{P(2) -بدين معنی در غياث ذيل «مظاهرات» آمدهو ظاهراً غلط چاپی است. P}{P(3) -اين ضبط از محيط المحيط و اقربالموارد است و در منتهی الارب به کسر دوم ضبط شده است. P}{P(4) -اين ضبط منتهی الارب و به تبع آن ناظمالاطباء است، ولی در اقرب الموارد و المنجد و معجم متن اللغه و تاج العروس به ضم اول ضبط شده است. P}{$21078$}الموارد) (از محيطالمحيط).
کلمات همقافیه با «مظفار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر