معنی مطيه
7 بازدید
[ مَ طی یَ ] (ع اِ) بارگی، يذکر و يؤنث. ج، مَطايا، مَطی، اَمطاء. (منتهی الارب). سواری و مرکب. (غياث) (آنندراج). اشتر که نشست را شايد۱. ج، مطايا. (مهذب الاسماء). شتر سواری و هر ستور سواری که در سير کوشش کند و بشتابد خواه ماده باشد و يا نر. ج، مطايا و مطی. ج ج، امطاء و نيز مطی بر واحد اطلاق میگردد. بارگی. ستور. ج، مطايا. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): رکبت مطيه من قبل زيد علاها فیالسنين الذاهبات. (تاريخ بيهقی چ اديب ص192). بر مطيهٔ شوق سوار شدم و زمام صبر از دست رفته اينجا تاختم. (مرزباننامه چ سال 1317 ص229).
کلمات همقافیه با «مطيه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «يه» برای سرودن شعر