معنی مطين
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) سقف گلاندود. (منتهی الارب). گلاندودشده. (ناظم الاطباء). و رجوع به محيط المحيط شود.[ مُ طَیْ یِ ] (ع ص) آنکه گلاندود ميکند جايی را. (ناظم الاطباء).[ مُ طَیْ یَ ] (ع ص) گلاندودشده. (غياث) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). به گل گرفته. گلاندودهشده. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مُ طَیْ یِ ] (اِخ) لقب محمدبن عبداللََّه حافظ بدان جهت که از طفلی به گلکاری بشدت علاقمند بود. (منتهی الارب) (از الانساب سمعانی). محمدبن عبداللََّهبن سليمان خضرمی کوفی ملقب به ابوجعفر. از حفاظ حديث بود. او راست: «المسند» و «تاريخ» و غيرها. لقب وی مطين از اين جهت است که در طفلی چون با کودکان در آب بازی میکرد پشت خود را به گل میاندود. (از الاعلام زرکلی ج 3 ص925).
کلمات همقافیه با «مطين»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ين» برای سرودن شعر