معنی مطهره
7 بازدید
[ مَ هَ رَ / مِ هَ رَ ]۱ (ع اِ) ظرفی که بدان طهارت کنند و آبدستدان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آبدستان. (دهار). آفتابه و ظرف آب که بدان وضو کنند. (غياث). ابريق. آفتابه. کوزه که در آن آب کنند و در سفر با خود دارند و به ستور يا کجاوه و پالکی يا ارابه آويزند و عوامالناس متاره گويند. قمقمه. ابريق چرمين. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): در قوصره همی به سفر خواست رفت جان ز آن برگرفت سفرهٔ درخورد و مطهره. ناصرخسرو. که بياور مطهره اينجا به پيش تا بشويم جمله را با دست خويش.مولوی. در طهارت زاهد عبدالحقی از کلاه زردکش بين مطهره. نظام قاری (ديوان چ استانبول ص25). و رجوع به متاره شود. - امثال: -مطهره به گرو رفته است؛ به کسی اطلاق کنند که دارايی خود را از دست داده باشد. || غسلخانه. ج، مطاهر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مَ هَ رَ ] (ع اِ) سبب طهارت، و منهالحديث: السواک مطهره للفم مرضات للرب؛ يعنی مسواک سبب پاکی و نزاهت دهان و خشنودی خداوند جهان است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ مُ طَهْ هَ رَ ] (ع ص) پاک و پاکيزه. (از ناظم الاطباء). پاکيزه. (تفسير ابوالفتوح ج 1 ص104): {/Bوَ لَهُمْ فِيهََا أَزْوََاجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ هُمْ فِيهََا خََالِدُونَ . 31-392:25/}(قرآن 2/25). {/Bمَرْفُوعَهٍ مُطَهَّرَهٍ.1-280:14/}(قرآن 80/14). {/Bرَسُولٌ مِنَ اَللََّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَهً. 1-698:2/}(قرآن 98/2). - روضه مطهره؛ قبر پاک و پاکيزه و مقدس. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مطهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر