معنی مطموره
5 بازدید
[ مَ رَ ] (ع ص) پنهانکردهشده. (غياث) (آنندراج). || (اِ) کنايه از نهانخانه و ته خانه. (غياث) (آنندراج). جائی که بکنند و آب و نان در آن پنهان کنند. (مهذب الاسماء). نهانخانهٔ زيرزمين که در وی طعام نهند يا عام است. (منتهی الارب). نهانخانه که در وی طعام نهند. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || خانه يا گوی که بکنند و اسير و زندانی را در بند سازند. ج، مطامير. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا): آن بلبل کاتوره برجسته ز مطموره چون دستهٔ طنبوره، گيرد شجر از چنگل. منوچهری. بفرمود تا او را بند بر نهادند و به مطمورهای بازداشتند. (اسکندرنامهٔ قديم، نسخهٔ سعيد نفيسی). و اجزاء او از هم جدا کردند و لشکر او را در مطمورهای بازداشتند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص100). چون اين رسالت ايراد کردند سفير فايق را بگرفتند و در مطموره بازداشتند و رسول ابوعلی را بنواختند و بروجهی جميل گسيل کردند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص 156). و ديگر اسيران را غلها بر گردن بسته به غزنه فرستاد و در مطمورهها بازداشت. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص406).
کلمات همقافیه با «مطموره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر