معنی مطلقا
5 بازدید
[ مُ لَ ] (ع ق) مطلقاً. (ناظم الاطباء): شوم نيست در سايهٔ هست مطلق که در نيستی مطلقا ميگريزم.خاقانی. و رجوع به مادهٔ بعد شود.[ مُ لَ قَنْ ] (ع ق) مطلقا. کاملاً و تماماً و جميعاً و بالکليه و سراسر. (ناظم الاطباء). بیقيد. بیشرط. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). بطور مؤکد و قطعی: چون مطلقاً فرموده بودند که به علت قبالات کهنهٔ سی ساله دعوی نشنوند. (تاريخ غازانی ص242). صلاح در آن است که مطلقاً طلاء جائز زنند چنانکه به ورق توان زد. (تاريخ غازانی ص284). || اصلاً و هرگز و ابداً. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مطلقا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قا» برای سرودن شعر