معنی مطفیء
5 بازدید
[ مُ فِءْ ] (ع ص) فرونشانندهٔ آتش. (آنندراج). خاموشکنندهٔ آتش. (ناظم الاطباء). فرونشاننده. فروميراننده. فروکشنده. خاموشکننده. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || فرونشانندهٔ حرارت و التهاب. (ناظم الاطباء)؛ مطفیء العطش؛ نشانندهٔ تشنگی. قاطع عطش. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): فينبغی ان يعالج [ المسموم بالحريق الأسود ] بالتبدير المبرد المطفیء. (ابنالبيطار) (يادداشت ايضاً). - مطفیءالجمر؛ روز پنجم يا چهارم از روزهای عجوز. (منتهی الارب) (آنندراج). نام روز چهارم يا پنجم از روزهای بردالعجوز. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نام روز هفتم است از بردالعجوز. (آثار الباقيه، يادداشت به خط مرحوم دهخدا). نام روز ششم از ايام عجوز. (مهذب الاسماء). - مطفیءالرصف؛ بلای سخت که فراموش گرداند بلای سابق را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). داهيه. (اقرب الموارد) (محيطالمحيط).
کلمات همقافیه با «مطفیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر