معنی مطرور
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) تيز از کارد و جز آن. سيف مطرور؛ شمشير زدوده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سنان طرير و مطرور؛ نيزهٔ تيز. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مطرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر