معنی مطروح
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) جای دورافکنده شده. (منتهی الارب) (آنندراج). بيفکنده. (مهذب الاسماء). رانده شده و دور کرده شده. (ناظم الاطباء). دور کرده افکنده به جای دور. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || در اصطلاح اهل حديث، روايتی است که مخالف با ادلهٔ قطعيه باشد و قابل تأويل هم نباشد. (فرهنگ علوم دکتر سجادی).
کلمات همقافیه با «مطروح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر