معنی مطرح

معنی مطرح

6 بازدید
[ مِ رَ ] (ع ص) طرف مطرح؛ چشم‌ دوربين. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || رمح مطرح؛ نيزهٔ دراز. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || فحل‌ مطرح؛ گشن که موقع منی او دور باشد از رحم‌ ماده. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از ذيل‌ اقرب الموارد).
[ مَ رَ ] (ع اِ) جای انداختن چيزی. ج، مطارح. (غياث) (ناظم الاطباء) (آنندراج). جای و مقام و محل و جای نهادن چيزی و جای طرح. (ناظم الاطباء). جايی که چيزی‌ در آن اندازند. (از اقرب الموارد). || جايگاه. قرارگاه. خاصه جائی که‌ حيوانات در آن بسر برند: هر روز شدی و گوسفندی‌ در مطرح آن سگان فکندی. نظامی (ليلی و مجنون چ وحيد ص‌17). زاهد قدری گياه سوده‌ از مطرح آهوان دروده.نظامی. شاه در مطرح ايستاده چو شير استرش رقص بر گرفته به زير.نظامی. || کمينگاه طرح شکار. (گنجينهٔ گنجوی): که چون بايدم مطرحی ساختن‌ شکاری در آن مطرح انداختن. نظامی (از گنجينهٔ گنجوی). || در بيت زير، اسم آلت و اينجا کمان‌ مقصود است و تنگی مطرح اشاره به کشيدن‌ کمان است چون هنگام کشيدن پهنای آن‌ تنگ ميشود. (حاشيهٔ هفت پيکر چ وحيد ص‌24): تنگی مطرحش به تير دو شاخ‌ کرده بر شير شرزه گور فراخ. نظامی (هفت‌پيکر ايضاً). || کيسه و ظرف صيادان که صيد را گرفته‌ در آن نگاهدارند. (غياث) (آنندراج). کيسه و خريطه‌ای که صيادان صيد را گرفته در آن‌ نگاهدارند. (ناظم الاطباء). || مفرش. ج، مطارح. (اقرب الموارد). - مطرح کردن؛ به ميان آوردن بحثی را. پيش کشيدن موضوعی را برای بررسی و تحقيق. به شور گذاشتن: امروز وزير دارائی‌ لايحهٔ بودجهٔ کشور را در هيئت دولت يا مجلس... مطرح کرد.
[ مُ رِ ] (ع ص) آن که می‌افکند و دور ميگرداند. (ناظم الاطباء).
[ مُ طَرْ رَ ] (ع ص) افکنده شده و دور کرده شده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تطريح‌ شود. || نااستوارخلقت. (از ذيل اقرب‌ الموارد) (از لسان العرب). || قول مطرح؛ قولی که بدان توجه نشود. (از اقرب الموارد). || بنای طويل و دراز. (آنندراج) (ناظم‌ الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مطرح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید