معنی مطبوع شيرازی
7 بازدید
[ مَ عِ ] (اِخ) هدايت آرد: از موزونان عهد مابود. در سن شباب به شيرازش ديدم که روزها به مجلس محمد مهديخان شحنه آمدی و غزل خواندی. جوانی رشيقالقامه، لاغراندام، خوششمايل بود از اشعارش چيزی بياد ندارم و جايی نديده بودم و از کسی نشنيدهام الا اين قطعه: خواجهٔ پير غنی بوالحسن قزوينی آنکه از داغ فرج دنبهٔ بريان دارد گفتمش فاعل اسپيد بسی هست چرا با فرج طبع تو اين ميل فراوان دارد گفت رو رو تو چه گوئی که سيه روست فرج ظلماتی است که صد چشمهٔ حيوان دارد. (مجمعالفصحا ج 2 ص452).
کلمات همقافیه با «مطبوع شيرازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر