معنی مطبوع شيرازی

معنی مطبوع شيرازی

7 بازدید
[ مَ عِ ] (اِخ) هدايت‌ آرد: از موزونان عهد مابود. در سن شباب به‌ شيرازش ديدم که روزها به مجلس محمد مهديخان شحنه آمدی و غزل خواندی. جوانی‌ رشيق‌القامه، لاغراندام، خوش‌شمايل بود از اشعارش چيزی بياد ندارم و جايی نديده بودم‌ و از کسی نشنيده‌ام الا اين قطعه: خواجهٔ پير غنی بوالحسن قزوينی‌ آنکه از داغ فرج دنبهٔ بريان دارد گفتمش فاعل اسپيد بسی هست چرا با فرج طبع تو اين ميل فراوان دارد گفت رو رو تو چه گوئی که سيه روست فرج‌ ظلماتی است که صد چشمهٔ حيوان دارد. (مجمع‌الفصحا ج 2 ص‌452).

کلمات هم‌قافیه با «مطبوع شيرازی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید