معنی مطالعه کردن

معنی مطالعه کردن

5 بازدید
[ مُ لَ عَ / لِ عِ کَ دَ ] (مص‌ مرکب) بررسی کردن. نگريستن در چيزی‌ برای وقوف بر احوال آن‌: طليعه فرستند و احوال ترکمانان مطالعه کنند. (تاريخ بيهقی چ‌ اديب ص‌379). بوزنه گرد انجيرستان‌ می‌گشت و يک يک را مطالعه می‌کرد بعضی‌ به کار می‌برد و بعضی برای ذخيرهٔ ايام‌ مستقبل خشک می‌کرد. (سندبادنامه‌ ص‌164). تو خود مطالعهٔ باغ و بوستان نکنی‌ که بوستان بهاری و باغ لاله ستان. سعدی. || قرائت کردن. خواندن کتاب يا مکتوبی‌ بی‌آواز. مرور کردن کتابتی به چشم‌: تا حکماء آن را برای استفادت مطالعه کنند. (کليله و دمنه). زايچهٔ طالعت مطالعه کردم‌ سلطنت از موضع السهام برآمد. خاقانی (ديوان چ سجادی ص‌147). بسيار کرده دفتر خوبی مطالعه‌ جز روی تو نيافته سر دفتر آفتاب. خاقانی (ايضاً ص‌59).

کلمات هم‌قافیه با «مطالعه کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید