معنی مطاعم
6 بازدید
[ مَ عِ ] (ع اِ) خوردنيها و طعامها. جِ مَطعَم. (غياث) (آنندراج) (از اقرب الموارد). خوردنيها. جِ مطعم. مطاعم و مشارب؛ مأکول و مشروب، خوردنيها و آشاميدنيها. (ناظم الاطباء). و رجوع به مطعم شود.
کلمات همقافیه با «مطاعم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عم» برای سرودن شعر