معنی مطاره
5 بازدید
[ مَ رَ ]۲ (ع ص) (از «مطر» و «طیر») بئر مطاره؛ چاه فراخدهانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از محيط المحيط). || (از «طیر») چاه دورتک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ارض مطاره؛ زمين پرندهناک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از محيطالمحيط) (از اقرب الموارد).[ مَطْ طا رَ ] (از ع، اِ) مأخوذ از مطهرهٔ تازی، آوندی چرمين که در آن آب کنند و در سفر با خود بردارند. (ناظم الاطباء): چون به پيش آب رسيدند دست به پشت اسب ماليدند و يک غرفه آب بر گرفتند و در مطاره ريختند. (قصص الانبياء ص143). و رجوع به متاره شود.
کلمات همقافیه با «مطاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر