معنی مط

معنی مط

6 بازدید
[ مَ‌طط ] (ع مص) کشيدن و دراز کردن. (آنندراج). کشيدن. (زوزنی) (تاج المصادر بيهقی). مطه مطاً؛ کشيد آن را و دراز کرد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مط الشی‌ء مطا؛ کشيد آن چيز را و دراز کرد. (ناظم‌ الاطباء). || منبسط کردن. (از دزی ج 2 ص‌599). || منبسط شدن. (دزی ايضاً). || کشيدن دلو. (منتهی الارب) (آنندراج). مَطَّ الدلو؛ کشيد دول را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برچيدن ابرو و رخسار از تکبر و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). مط الحاجبين و الخد؛ برچيد ابرو و رخسار را از تکبر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دراز کردن انگشتان و خطاب کردن به‌ آنها. مطالاصابع؛ دراز کرد انگشتان را و خطاب کرد به آنها. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ‌ جانسون).
[ مَ ] (ع اِ) بجای «مطلوب» نويسند. (ناظم‌ الاطباء) (از فرهنگ جانسون). رمز است از مطلوب؛ و هو المط؛ يعنی «و هوالمطلوب». (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «مط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید