معنی مضطرب
5 بازدید
[ مُ طَ رِ ] (ع ص) جنبنده و حرکتنماينده. (آنندراج). متحرک و مواج و جنبنده. (ناظم الاطباء): عرب غالباً اين بحر در حالات حفيظت حروب و شرح مفاخر اسلاف و صفت رجوليت خويش و قوم خويش گويند و در اين اوقات آواز مضطرب و حرکات سريع تواند بود و رجز در اصل لغت اضطراب و سرعت است. (المعجم چ دانشگاه ص71). || دودل و تباه. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آشفته و پريشان و شوريده و مشوش و غمناک و دلتنگ و سرگشته و حيران و بیقرار و متزلزل. (ناظم الاطباء):[ مُ طَ رَ ] (ع اِ) محل اضطراب. || (اِمص) اضطراب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مضطرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر