معنی مضرب

معنی مضرب

4 بازدید
[ مَ رَ ] (ع مص) مصدر ميمی است‌ بمعنی «الضرب». (از محيطالمحيط). رفتن در زمين به طلب رزق. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). و رجوع به ضرب شود.
[ مَ رَ / رِ ] (ع اِ) استخوان با مغز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم‌ الاطباء) (آنندراج)۱ (از محيطالمحيط). || شمشير. (منتهی الارب) (از اقرب‌ الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || تيزی‌ شمشير. (از منتهی الارب) (ازذيل اقرب‌ الموارد) (از آنندراج). تيزی شمشير.۲ ج، مضارب. (از محيط المحيط) (از ناظم‌ الاطباء).
[ مَ رِ ] (ع اِ) اسم مکان و زمان. (از محيط المحيط). يقال: اتت الناقه علی مضربها؛ يعنی به وقتی رسيده که گشن داده شود آن را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || جای‌ زدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).۳ || اصل و نسب و شرف. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم‌ الاطباء) (از محيطالمحيط). || جای برپا کردن خيمه. (ناظم الاطباء). - مضرب خيام؛ خيمه‌گاه‌: ظاهر آن‌ قلعه را مضرب خيام ظفرانجام ساخت. (حبيب‌السير جزء دوم از جلد سوم‌ ص‌26). || (اصطلاح رياضی) حاصل ضرب عددی‌ در عددی ديگر را مضرب‌۴ هر يک از آن دو عدد نامند چون 56 که حاصل ضرب 7 و 8 است پس مضرب 7 و 8 نيز می‌باشد. بعبارت‌ ديگر هرگاه عددی بر عدد ديگر قابل قسمت‌ باشد آن عدد مضرب عدد ديگر است مانند 72 که مضرب 9 می‌باشد. و رجوع به مادهٔ بعد و ذيل آن شود. - مضرب‌های مشترک دو عدد؛ هر عدد مضربهای بی‌شمار دارد چنانکه مضربهای‌ عدد 3 عبارت است از: 3، 6، 9، 12، 15، 18، 21، 24، 27، 30، 33، 36 و... و يا مضربهای‌ عدد 4 عبارت است از: 4، 8، 12، 16، 20، 24، 28، 32 و 36 و... و ميان مضربهای اعداد 3 و 4 يک عده مشترکند چنانکه عدد 12 و 24 و 36. از اين روی اعداد 12 و 24 و 36 مضربهای مشترک اعداد 3 و 4 می‌باشند. و به‌ عبارت ديگر هرگاه چند عدد بر دو عدد فرضی قابل قسمت باشند آن اعداد مضربهای‌ مشترک آن دو عدد می‌باشند. و رجوع به‌ ترکيب بعد شود. - کوچکترين مضرب مشترک؛ مضربهای‌ مشترک چند عدد نمی‌توانند از بزرگترين آن‌ اعداد کوچکتر باشند. پس مابين مضربهای‌ مشترک چند عدد يکی از همه کوچکتر است‌ و آن را کوچکترين مضرب مشترک آن اعداد نامند. بعنوان مثال اعداد 105، 210، 315، 420، 525، 630، 735 و 840 بر اعداد 3 و 5 و 7 قابل‌قسمت هستند و کوچکترين اين‌ اعداد 105 است که کوچکتر از اين عدد نمی‌توان يافت که بر اعداد 3، 5 و 7 قابل‌قسمت باشند. پس عدد 105 کوچکترين‌ مضرب مشترک اعداد 3، 5 و 7 است و عدد 12 کوچکترين مضرب مشترک اعداد 3 و 4 می‌باشد. و رجوع به ترکيب قبل شود.
[ مَ رَ ] (ع اِ) جای زدن‌۵. || جائی‌ که چيزی را به زمين فرومی‌کنند و برمی‌نشانند. || ميدان جنگ. || خيمه‌گاه‌ و اردو. (ناظم الاطباء).
[ مِ رَ ] (ع ص) بسيار زننده. (منتهی‌ الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (از محيطالمحيط). رجل مضرب، مرد سخت‌ زننده. (ناظم الاطباء). || (اِ) آلت زدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آلتی که بدان پنبه را حلاجی می‌کنند. (ناظم الاطباء). || آنچه با آن عود و جز آن را نوازند. (از اقرب الموارد) (از محيط المحيط). زخمه. (دهار چ بنياد). || خرگاه کلان. (منتهی الارب) (از اقرب‌ الموارد) (آنندراج) ( از محيطالمحيط). خيمه‌گاه و خرگاه. (ناظم الاطباء). ج، مضارب. (محيطالمحيط).
[ مُ رِ ] (ع ص) سر به پايين افگنده: رأيت حيهً مضرباً؛ ديدم ماری راکه بر جای‌ مانده و بی‌حرکت بود. (ناظم الاطباء). حيه مُضْرِب؛ مار سر فروافکنده بر يک جای که‌ حرکت نکند. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از محيطالمحيط) (از اقرب الموارد). || آن که‌ سبب می‌شود زدن را. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
[ مُ ضَ‌رْ رِ ] (ع ص) برانگيزانندهٔ فتنه و برپاکنندهٔ غوغا و هنگامه. (ناظم‌ الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب‌ الموارد): بلکه از متسوقان و مضربان و عاقبت نانگران و جوانان کار ناديدگان نيز کارها رفته است نارفتنی... (تاريخ بيهقی چ‌ فياض ص‌329).
[ مُ ضَ‌رْ رَ ] (ع ص) جامهٔ دوخته‌شده با نقش و خطوط الوان. (ناظم‌ الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مضرب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید