معنی مضخه
6 بازدید
[ مِ ضَخْ خَ ] (ع اِ) نی و جز آن ميان کاواک که در آن چوب و مانند آن اندازند تا به کسی آب پاشند، و به هندی بچکاری است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). آبدزدک، يعنی نی و يا چيز ديگری مانند آن که ميان کاواک باشد و در ميان آن چوبی قرار دادهاند که چون سر آن نی را در آب گذارند و چوب را به جانب خود کشند نی پر از آب میشود و همين که بر آن چوب فشار وارد آورند و آن را دفع کنند آب به قوت خارج میگردد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مضخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر