معنی مضحکات
8 بازدید
[ مُ حِ ] (ع ص، اِ) جِ مُضْحِکه. حکايتهای خنداننده. (دهار چ بنياد فرهنگ). نوادر. (ذيل اقرب الموارد). چيزهای خندهآور. (ناظم الاطباء): امر مبکياتک لا امر مضحکاتک. (مجمع الامثال ميدانی چ 1 تهران ص15). و رجوع به مُضحِکَه شود.
کلمات همقافیه با «مضحکات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر