معنی مضاعفه
7 بازدید
[ مُ عَ / عِ فَ / فِ ] (از ع، مص) مضاعفه. دوچندان کردن چيزی را. - مضاعفه کردن؛ دوبرابر و يا دوچندان کردن: کيست که فام دهد خدای را عز و جل فام نيکو، تا مضاعفه کند ورا و ثواب گرانمايه رساند به او. (تفسير نسفی سورهٔ 57 آيهٔ 11).[ مُ عَ فَ ] (ع مص) دوچندان يا زياده کردن چيزی را و به طرف چيزی دوگونه آن چيز گردانيدن تا سه گونه گردد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (از ناظمالاطباء). يکی را دو کردن و افزون کردن با کسی يا با چيزی. (دهار چ بنياد فرهنگ). || زره را دوگونه حلقه بافتن. (منتهی الارب) (آنندراج). زره را از دو حقله بافتن. (ناظمالاطباء). || (ص) زره دوتار. (مهذبالاسماء). مؤنث مضاعف: درع مضاعفه، زره دوگانه حلقه بافته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). زره دوتو. (دهار چ بنياد فرهنگ). زره از دو حلقه بافتهشده. (ناظمالاطباء).
کلمات همقافیه با «مضاعفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر