معنی مضادت
5 بازدید
[ مُ ضادْ دَ ]۲ (ع مص) با هم ضد بودن و با کسی دشمنی کردن. (غياث). ضديت و مخالفت. (ناظمالاطباء): شاهد که با رفيقان آيد به جفا کردن آمده است به حکم {P(1) -ظاهراً درگذشتن در کاری بمعنی واردشدن در کار است. در منتهی الارب آرد: امر ممضوٌّعليه؛ امری که درآيند در آن. P}{P(2) -در ناظم الاطباء بدون تشديد دال آمدهاست. P}&{$21033$}آنکه از غيرت و مضادت ياران خالی نباشد. (گلستان، کليات چ مصفا ص90). تا مضادتی ميتوان بود در کماليت هر دو يا نه. (معيارالصدق از مباحث صرفی و نحوی ص16).
کلمات همقافیه با «مضادت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر