معنی مضائر
6 بازدید
[ مَ ءِ ] (ع اِ) (از «ضیر») زيانها و گزندها: لطف باریتعالی او را از مضائر آن معاير نگاه داشت و هر کجا رسيد رسولان به استقبال میآمدند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص409). و رجوع به ضير شود.
کلمات همقافیه با «مضائر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر