معنی مضؤود.
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) زکامزده و گرفتار زکام. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مضؤود.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «د.» برای سرودن شعر