معنی مصيبتخانه
5 بازدید
[ مُ بَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) ماتمکده. (ناظم الاطباء). ماتمخانه. (آنندراج). مصيبتکده: آسمان سنگدل را چشم اشکآلود ساخت دود آهی کز مصيبتخانهٔ ما شد بلند. صائب (از آنندراج). سينهٔ ما هيچگه بی ناوک جوری نبود اين مصيبتخانه کم ديدم که مهمانی نداشت. حکيم کاشی (از آنندراج). و رجوع به مصيبتسرا شود. || مجلس فاتحهخوانی و عزاداری. (ناظمالاطباء).
کلمات همقافیه با «مصيبتخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر