معنی مصوره

معنی مصوره

6 بازدید
[ مُ صَ‌وْ وِ رَ ] (ع ص، اِ) (اصطلاح‌ پزشکی) مصور. نام يکی از قوتهای تن است‌ نزد طبيبان، مانند جاذبه و ماسکه و دافعه و مولده و ناميه. مصوره يکی از هشت خادم‌ نفس نباتی است. قوه‌ای که غذا را همرنگ‌ جسم می‌گرداند. (يادداشت مؤلف). يکی از چهار قوهٔ طبيعيهٔ مخدومه. و هی تعرف‌ بالمغيره الثانيه و فعل هذه تخطيط الماء و تشکيله بالقوه فی الذکور و الفعل فی الاناث. (يادداشت مؤلف). قوتی است که صادر می‌شود از وی خطوط اعضا و شکلهای آن‌ يعنی اين قوت به اذن خالق هر جزو منی را می‌پوشاند صورت عضوی بر وجهی که‌ مقتضای نوع صاحب منی مختلط باشد، پس‌ اگر منی مختلط از دو نوع باشد حيوان متولد از آن با هر دو نوع من وجه مشابهت ميکند چنانچه بغل يعنی استر که شکل فرس‌ می‌نمايد و هم هم‌شکل حمار. (غياث) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «مصوره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید