معنی مصوبه
6 بازدید
[ مَ بَ ] (ع اِ) مصيبت و سختی و بدبختی. ج، مصاوب. (ناظمالاطباء) (از آنندراج). مصيبه. (منتهی الارب).[ مُ صَوْ وَ بَ ] (ع ص) تأنيث مصوب. || مصوب. مصدق. تصويبشده. تصديقشده: قوانين مصوبهٔ مجلسين سنا و شورای ملی. و رجوع به مصوب شود.
کلمات همقافیه با «مصوبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر