معنی مصمغان

معنی مصمغان

6 بازدید
[ مَ مَ ] (اِخ) مسمغان. لقبی که‌ فريدون پس از گرفتن و بند کردن ضحاک به‌ ارمائيل يکی از دو خواليگر او که جوانان را از کشتن رها می‌ساخت داد و دماوند را تيول او گردانيد و بر تخت زر نشانيدش. (ترجمهٔ آثارالباقيه ص‌298). || اين نام بعدها لقب‌ عام ملوک دماوند شده است چنانکه يکی از فتوحات منصور عباسی برانداختن مصمغان‌ دماوند است. (تاريخ اسلام تأليف فياض‌ ص‌186).

کلمات هم‌قافیه با «مصمغان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید