معنی مصمغان
6 بازدید
[ مَ مَ ] (اِخ) مسمغان. لقبی که فريدون پس از گرفتن و بند کردن ضحاک به ارمائيل يکی از دو خواليگر او که جوانان را از کشتن رها میساخت داد و دماوند را تيول او گردانيد و بر تخت زر نشانيدش. (ترجمهٔ آثارالباقيه ص298). || اين نام بعدها لقب عام ملوک دماوند شده است چنانکه يکی از فتوحات منصور عباسی برانداختن مصمغان دماوند است. (تاريخ اسلام تأليف فياض ص186).
کلمات همقافیه با «مصمغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر