معنی مصمت

معنی مصمت

6 بازدید
[ مُ مَ ] (ع ص) رُست. (منتهی‌ الارب) (آنندراج). چيزی که ميان‌خالی‌ نباشد. ضد مجوف. (ناظم‌الاطباء). توپر. (يادداشت مؤلف). آگنده. هرچيز که متخلخل‌ نبود. مصمد. مقابل خالی. خلاف کاواک. (يادداشت مؤلف). آگنده‌ميان. خلاف مجوف. (غياث). || دربسته. (منتهی الارب) (آنندراج): باب مصمت؛ در بسته و مبهم و مشتبه. || قفل مصمت؛ قفل مبهم و بسته. (از منتهی الارب) (از ناظم‌الاطباء). || ديوار بی‌درز. || الف مصمت؛ هزار کامل. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم‌الاطباء). هزاری تمام. (مهذب‌الاسماء). مصمَّت. (منتهی الارب). || ثوب مصمت؛ جامهٔ يک‌رنگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (صراح‌اللغه). || جامه که همهٔ آن ابريشم‌ باشد و پنبه و چيزی ديگر در آن آميخته‌ نباشد. در حديث است که: نهی النبی (ص) عن‌ الثوب المصمت. (از ناظم‌الاطباء). جامهٔ ابريشمين يک‌رنگ سفيد. جامهٔ يک‌رنگ از ابريشم سفيد. (يادداشت مؤلف). مقابل وشی و ديبای رنگين‌: تا کوه چو مصمت بود اندر مه آذر تا دشت چو وشی بود اندر مه آزار.فرخی. تا پرنيان سبز برون کرد بوستان‌ با مصمت سپيد همی گردد آسمان.فرخی. تا به دی‌ماه بود کوه به رنگ مصمت‌ تا به نوروز شود دشت به رنگ‌ ديباه.فرخی. || اسب يکرنگ. (آنندراج) (از ناظم‌الاطباء) (غياث) (صراح‌اللغه). اسبی که‌ هيچ نشان ندارد. (مهذب‌الاسماء). || زخم‌ مندمل‌شده، يعنی زخمی که از اندرون پر شده‌ و دو لب آن به هم آمده باشد. (از غياث) (آنندراج) (ناظم‌الاطباء).
[ مُ مِ ] (ع ص) مرد بيمار خاموش. (ناظم‌الاطباء). || (اصطلاح عروض) شعری‌ يا بيتی را گويند که در عروض آن (يعنی در جزء اخير مصراع اول آن) قافيه نباشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
[ مُ صَ‌مْ مَ ] (ع ص) الف مصمت؛ هزار کامل و تمام. (منتهی الارب) (ناظم‌الاطباء). مُصْمَت. (منتهی الارب). رجوع به مصمت شود. || خاموش. (ناظم‌الاطباء). ساکت. || خاموش‌کرده‌شده‌۵. (غياث) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «مصمت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید