معنی مصلحت انديشيدن
3 بازدید
[ مَ لَ حَ اَ دی دَ ] (مص مرکب) دربارهٔ صلاح کار انديشه کردن. فکر مصلحت و مقتضای زمان و مکان کردن: ای که گفتی به هوا دل منه و مهر مبند من چنينم تو برو مصلحت خويش انديش. سعدی. بيدار باش و مصلحت انديش و خير کن درويش دست گير و خردمند پروران. سعدی.
کلمات همقافیه با «مصلحت انديشيدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر