معنی مصلحتی

معنی مصلحتی

6 بازدید
[ مَ لَ حَ ] (ص نسبی) منسوب به‌ مصلحت. از روی مصلحت. بنابه مصلحت. - کَرِ مصلحتی؛ که برحسب مقتضای حال‌ خود را ناشنوا يا سنگين‌گوش معرفی کند. آنکه به دروغ، دانستن امری را ندانسته و ناشنوده نمودن خواهد. (يادداشت مؤلف). - امثال: -کر مصلحتی دوا ندارد. (امثال و حکم‌ دهخدا). رجوع به مصلحت شود. || (حامص) مصلحت بودن‌: بدان که آن‌ بی‌صبری ترک کنی دليل آن نکند که تو را يقينی نيست که آن مصلحت است و يا تصديق‌ نکرده باشی در مصلحتیِ آن. (معارف بهاء ولد ص‌488).

کلمات هم‌قافیه با «مصلحتی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید