معنی مصلا

معنی مصلا

10 بازدید
[ مُ صَ‌لْ لا ] (اِخ) مصلی. نام جائی در شيراز که آرامگاه حافظ در آن است. رجوع‌ به مصلی شود.
[ مُ صَ‌لْ لا ] (ع اِ) مصلی. نمازگاه و جای نماز. (ناظم‌الاطباء). جای نماز. (غياث) مطلق جای نماز. (آنندراج). مسجد. (ناظم‌الاطباء): چون که اسلام مَنَت ياد آيد از مصلام به زنار کشی.عطار. || حصير و بوريايی که بر آن نماز ميخوانند. (ناظم‌الاطباء). آن پارچه يا فرش يا زيلو يا حصير که بر آن جانماز بگسترند و بنشينند و نماز خوانند. سجاده. مصلای نماز. مصلی‌ نماز. جانمازی، سجاده. جانمازی از زيلو يا قالی يا حصير که بر آن نشينند و جانماز نيز بر آن گسترند و نماز خوانند. (يادداشت‌ مؤلف): از جهرم مصلای نماز خيزد. (حدود العالم). و از ناحيت گيلان جاروب و حصير و مصلای نماز و ماهی ماهه افتد که به‌ جهان ببرند. (حدود العالم). از او [ از بخارا ] بساط و فرش و مصلای نماز خيزد نيکوی‌ پشمين. (از حدود العالم). از وی [ از ورقان ] زيلوها و مصلای نماز خيزد. (از حدود العالم). بسيار غارت و کشتن رفت چنانکه‌ بازنمودند که چندين از زهاد و پارسايان بر مصلای نماز نشسته و مصحفها در کنار بکشته‌ بودند. (تاريخ بيهقی چ اديب ص‌471). پس‌ از آن که امير را ديد به ديوان آمد و مصلای‌ نماز افکنده بودند. (از تاريخ بيهقی چ اديب‌ ص‌153). سجده نمود و بسيار بگريست و مصلای نماز خواست و دو رکعت نماز کرد و فرمود تا اين ميخ را برداشتند و برنشست و بايستاد. (تاريخ بيهقی چ اديب ص‌198). مصلای نماز افکنده بودند نزديک صدر از ديبا و پيروزه. (تاريخ بيهقی). در شهر طبريه‌ حصير سازند که مصلای نمازی از آن در همانجا به پنج دينار مغربی بخرند. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبيرسياقی ص‌30). مصلای‌ نمازی حصير ديدم آنجا که گفتند اميرالجيوش‌ که بندهٔ سلطان مصر است فرستاده است. (سفرنامهٔ ناصرخسرو ايضاً ص‌58، 59). نقل‌ است که ذوالنون مصری شيخ را مصلايی‌ فرستاد. (تذکرهالاوليای عطار). || عيدگاه. (ناظم‌الاطباء). عيدگاه هر شهر. (غياث) (آنندراج). جايی که مردم در عيد فطر و قربان در آن نماز گزارند. || سيرگاه. (ناظم‌الاطباء). و اين معنی مترتب بر معنی‌ قبلی است، چه مصلی‌ها بعدها گردشگاه مردم‌ شده است. || نمازگاه در کعبه‌: از دست آنکه داور فريادرس نماند فرياد در مقام و مصلا برآورم.خاقانی. پس از ميقات حج و طوف کعبه‌ جمار و سعی و لبيک و مصلا.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «مصلا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید