معنی مصقع
5 بازدید
[ مِ قَ ] (ع ص) بليغ فصيح. (منتهی الارب) (ناظمالاطباء) (آنندراج). مصقل. قویسخن. (مهذبالاسماء). سخت گويا. (دهار). || بلندآواز. (منتهی الارب) (ناظمالاطباء) (آنندراج). سخنگوی بلندآواز. || آنکه درنماند در سخن و بسته نشود بر وی کلام. (منتهی الارب) (ناظمالاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مصقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر