معنی مصطفی
8 بازدید
[ مُ طَ فا ] (ع ص) برگزيده. (منتهی الارب) (مهذبالاسماء) (ناظم الاطباء) (دهار). برگزيدهشده. (غياث) (آنندراج). گزينکردهشده. گزيده. گزين. مختار. اختيارشده. انتخابشده. (يادداشت مؤلف). || صافکردهشده. مصفا. (از غياث) (از آنندراج).[ مُ طَ فا ] (اِخ) پيغمبر (ص). از نامهای آن حضرت صلی اللََّه عليه و آله. (ناظمالاطباء). لقبی از القاب رسول صلوه اللََّه عليه. از القاب حضرت محمد (ص). (يادداشت مؤلف): شفيع باش برِ شه مرا بدين زلت چو مصطفی برِ دادار برروشنان را.دقيقی. گر مديح و آفرين شاعران بودی دروغ شعر حسانبن ثابت کی شنيدی مصطفی؟ منوچهری. مصطفی اندر جهان، آنگه کسی گويد که عقل؟ آفتاب اندر فلک، آنگه کسی جويد سها؟ سنايی. يعنی امسال از سر بالين پاک مصطفی خاک مشکآلود بهر حرز جان آوردهام. خاقانی. زبان ثناگر درگاه مصطفی بهتر که بارگير سليمان نکوتر است صبا.خاقانی. از مصطفی خليفه و چون آدم صفی از خود خليفه کرد خدای گرو گرش. خاقانی. فردا به بهشت گشته سيراب در کوثر مصطفات جويم.خاقانی. پيشت آرم مصطفايی را شفيع کِاسم او ياسين و طه ديدهام.خاقانی. مپندار سعدی که راه صفا توان رفت جز در پی مصطفی. سعدی (بوستان). طبيبی حاذق به خدمت مصطفی (ص) فرستاد. (گلستان). - آلمصطفی؛ خاندان رسالت. آلرسول. فرزندان حضرت محمد (ص). (يادداشت مؤلف): کس نيارد ياد از آلمصطفی در خراسان از بنين و از بنات.ناصرخسرو. تا آلمصطفی را زايزد درود باشد بر تو درود بادا از مصطفی و آلش.خاقانی. - مصطفیزاد؛ مصطفیزاده. پيمبرزاده. فرزند رسول. از نسل حضرت محمد (ص). - || پاکنژاد. پاکيزهنژاد. علوی. آسمانی: اشتر آمد اين وجود خارخوار مصطفیزادی بر اين اشترسوار.مولوی.[ مُ طَ فا ] (اِخ) ابن پير محمد، معروف به عزمیزاده و بستانافندی. از علما و نويسندگان ترک بود و به سال 1040 هـ . ق. درگذشت. او راست: 1 -نجاهالاحباب و تحفه ذویالالباب. 2 -حاشيهای بر «مغنی» ابنهشام. 3 -حاشيهای بر «دررالاحکام» محمدبن فرامرز. 4 -حاشيه بر شرح «منارالانوار» عبداللطيف. (از کشفالظنون). زرکلی نام پدر او را محمد و تاريخ ولادتش را 977 هـ . ق. ضبط کرده و کتابهای زير را بدو نسبت داده است: 1 -نتائجالافکار. 2 - ديوانالانشاء. 3 -حاشيه بر هدايه مرغينانی. 4 -رباعيات ترکی. رباعيات وی مانند رباعيات عربی سديدالدين انباری و رباعيات فارسی عمر خيام است. (از اعلام زرکلی).[ مُ طَ فا ] (اِخ) ابن حسين کاشانی نجفی. فقيه امامی. در کاشان به دنيا آمد و در کاظميه در 29 رمضان به سال 336 هـ . ق. در حدود هفتادوپنجسالگی درگذشت. کتاب «التجری» در بعضی مسائل شيعه از اوست. (از اعلام زرکلی) (از الذريعه ج3 ص359).[ مُ طَ فا ] (اِخ) ابن سيدحسنبن سانبن احمد هاشمی حسينی جنابی رومی، مکنی به ابومحمد. مورخی فاضل و اصلش از جنابهٔ فارس بود. در ترکيه به دنيا آمد و شهرت يافت و در سال 985 هـ . ق. در مدرسهٔ بروسه به تدريس پرداخت و در حلب به سال 944 به منصب قضا رسيد و در آمِد ديار بکر به سال 999 هـ . ق. درگذشت. وی به زبان عربی و ترکی شعر میگفت. از آثار اوست: 1- البحر الزخار و العيلم التبار. 2- العلم الزاخر فی احوال الاوائل و الاواخر در دو جلد و آن تاريخ کبيری است به عربی که به ترکی نيز ترجمه کرده است و به تاريخ جنابی معروف است. (از کشفالظنون) (از اعلام زرکلی).[ مُ طَ فا ] (اِخ) ابن عبداللََّهبن عبيداللََّه القسطنطينی، معروف به حاجی خليفه و کاتب چلبی. صاحب کشفالظنون (متوفا به سال 1068 هـ . ق.). رجوع به کاتب چلبی شود.[ مُ طَ فا ] (اِخ) ابن کمالالدينبن علی بکری صديقی (1099 -1162 هـ . ق.)، مکنی به ابوالمواهب. طريقهٔ خلوتيان و مذهب حنفيان داشت و خود از گويندگان و دانشمندان و مؤلفان و سفرنامهنويسان نامی بود. وی به حلب و بغداد و مصر و قسطنطنيه و حجاز سفر کرد و کتابهايی نوشت که از آن جمله است: 1 -مجموع رسائل رحلات. 2 - الصلاه الهامعه. 3 -فتح القدسی. 4 - بلغهالمريد. 5 -التواصی بالصبر و الحق. 6 - منظومه الاستغفار. (از اعلام زرکلی).[ مُ طَ فا ] (اِخ) ابن محمدبن رحمهاللََّهبن عبدالمحسن ايوبی انصاری رحمتی، مکنی به ابوالبرکات. فقيه دمشقی. از دانشمندان حنفی بود در سال 1187 هـ . ق. به مدينه مهاجرت کرد و به مکه رفت و به سال 1205 هـ . ق. در آنجا درگذشت. از آثار اوست: حاشيهای بر مختصر شرح التنوير علايی و چند حاشيه و شرح و رسالهٔ منظوم و منثور ديگر. وی به سال 1135 هـ . ق. متولد شده بود. (از اعلام زرکلی).[ مُ طَ فا ] (اِخ) ابن محمد سليم غلايينی (1303 -1364 هـ . ق.). از گويندگان و نويسندگان و خطبای نامی و از اعضای مجمع علمی عربی بيروت بود. شاگردی محمد عبده کرد و مناصب علمی و ديوانی و رياست مجمع اسلامی را در بيروت داشت از آثار اوست: 1 -نظرات فی اللغه و الادب. 2 - عظه الناشئين. 3 -الاسلام روح المدنيه. 4 - ديوان اشعار. (از اعلام زرکلی).[ مُ طَ فا ] (اِخ) زينالدين حمصی. شاعر از اهل حمص بود. به سال 1248 هـ . ق. در آنجا به دنيا آمد و به سال 1319 هـ . ق. در همانجا درگذشت. آواز جانفزايی داشت و اشعار لطيفی در غزل و ستايش حضرت رسول (ص) دارد. معارضاتی با شاعر معاصر خود محمدبن هلال دارد و آن را به صورت کتاب درآورده و «تذکره الغافل عن استحضار المآکل» ناميده است. (از اعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «مصطفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر