معنی مصطبکی
7 بازدید
[ مَ طَ بَ ] (ص نسبی) (از مصطبهٔ عربی +پسوند -َک +ياء نسبت) منسوب به مصطبک. ميخانه. || پيالهفروش. (يادداشت مؤلف): باز نام پدر مصطبکی زنده کنی ديدهٔ ديو شود باز به روی تو قرير شاعر مصطبکی گردی تا شعر تو را بزند مطربک مصطبکی بر بم و زير.سوزنی.
کلمات همقافیه با «مصطبکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر