معنی مصطبه

معنی مصطبه

7 بازدید
[ مِ طَ بَ ]۱ (ع اِ) مصطبه. دکان‌ (MMM سکو). (از تاج العروس). تخت (در معنی سکو). دکان‌مانندی که برای نشستن‌ سازند، و به هندی چبوتره است. (آنندراج). دوکان مانندی که بر آن نشينند. (ناظم‌الاطباء) (از منتهی الارب). دوکان که بر آن نشينند. (لغت‌نامهٔ مقامات حريری). دوکان. (دهار). سکو. سکو که بر آن نشينند. ج، مصطبات، مصاطب. (يادداشت مؤلف). || محل‌ اجتماع مردمان. ج، مصاطب. (ناظم‌الاطباء). || جايگاه غربا، لغت بغدادی است. (مهذب‌الاسماء). جای غريبان. جايگاه‌ گدايان. ايوانهای اطراف مسجد. (زمخشری). کاروانسرای غريبان. (لغت‌نامهٔ مقامات‌ حريری).
[ مِ / مَ طَ بَ / بِ ] (از ع، اِ)۲مصطبه. ميخانه. و به صاد و به ضاد هر دو آمده (يعنی مصطبه و مضطبه). (غياث) (آنندراج). ميخانه و ميکده. (ناظم‌الاطباء). دکانی که آنجا نشينند و شراب خورند و به‌ سين و صاد (يعنی مسطبه و مصطبه) هر دو آمده است. (يادداشت مؤلف): نی چون تو کسی که آب تتماج خورد در مصطبه‌ها بغل زند کاج خورد.سوزنی. دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام‌ در مصطبه پخته به که در جامع‌۳ خام. انوری (ديوان چ نفيسی ص‌614). رخت کاول ز در مصطبه برداشته‌ايم‌ هم بر آن منزل برداشت فرودآر مرا. خاقانی. خورده به رسم مصطبه می در سفالين مشربه‌ قوت مسيح يکشبه در پای ترسا ريخته. خاقانی. شعر به من صومعه بنياد شد شاعری از مصطبه آزاد شد.نظامی. در مصطبه عور پاکبازيم‌ در ميکده رند دُردخواريم.عطار. به نيم جو نخرم طاق خانقاه و رباط مرا که مصطبه ايوان و پای خم طنبی است. حافظ. بر بوی آنکه جرعهٔ جامت به ما رسد در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت. حافظ. در مصطبهٔ عشق تنعم نتوان کرد چون بالش زر نيست بسازيم به خشتی. حافظ. به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست‌ گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد. حافظ. || مصطبه. سکو. دکان. جايگاهی که‌ غريبان نشينند. (يادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «مصطبه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «به» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید