معنی مصاهره
4 بازدید
[ مُ هَ رَ ] (ع مص) دامادی. خسری کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). يقال: صاهرهم و صاهر فيهم و صاهر اليهم؛ ای صاهر فيهم صهراً. (منتهی الارب). داماد گرديدن. (ناظم الاطباء). با کسی به نکاح وصلت کردن. (تاج المصادر بيهقی) (المصادر زوزنی). و رجوع به مصاهرت و مصاهره شود.[ مُ هَ / هِ رَ / رِ ] (از ع، اِمص) مصاهره. مصاهرت. خسری. دامادی کردن. || رابطهای که بواسطهٔ ازدواج بين زوج و زوجه و خويشان هر يک از آن دو ايجاد میشود. خويشی سببی. (يادداشت مؤلف). و رجوع به مصاهرت و مصاهره شود. - مصاهره کردن؛ وصلت. قرابت و خويشی سببی پيدا کردن: چون اين مصاهره کرده بودند به اتفاق روی به هياطله نهادند. (فارسنامهٔ ابنبلخی ص94).
کلمات همقافیه با «مصاهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر