معنی مصانعت
5 بازدید
[ مُ نَ / نِ عَ ] (از ع، مص) مصانعه. نيک فراگرفتن. رجوع به مصانعه شود. || (اِمص) ممالثه. (منتهی الارب). مداهنه. ملاعبه. خوشرفتاری. نرمی. ملايمت و ملاطفت. (يادداشت مؤلف): با من به تلطف درآمدند و طريق مخادعت و مصانعت پيش گرفتند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص328).
کلمات همقافیه با «مصانعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر