معنی مصالح
4 بازدید
[ مَ لِ ] (ع اِ) جِ مصلحه. نيکيها. (منتهی الارب) (غياث) (ناظم الاطباء). جِ مصلحت به معنی صلاح و خير کار. آنچه موجب آسايش و سود باشد. (از يادداشت مؤلف). عبدالواسع در شرح بوستان نوشته که مصالح به فتح لام مقلوب ما صلح است از {P(1) -در آنندراج «صفا را برابر صفا ساختن» آمده است و بايد اشتباه چاپی باشد. P}&{$20993$}قسم محاصل به معنی ماحصل و همچنين مواجب به معنی ماوجب، صيغهٔ جمع نيست و نزد مؤلف غالب آن است که ما صلح در اصل ما صلح به باشد يعنی آنچه مصلح باشد چيزی را و میتواند که مصالح جمع مصلح باشد که به ضم ميم و کسر لام صيغهٔ اسم فاعل است از صلاح چنانکه مطافل و مشادن، جمع مطفل و مشدن. (از غياث):[ مُ لِ ] (ع ص) آنکه مصالحه کند. مصالحهکننده. سازشکننده. (از يادداشت مؤلف). || (اصطلاح حقوق) آنکه مالی يا حقی را به ديگری صلح کند و واگذارد اعم از آنکه معوض باشد يا غيرمعوض. آنکه طرف ايجاد عقد صلح واقع گردد. کسی که مالی يا امری را به ديگری واگذار کند.
کلمات همقافیه با «مصالح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر