معنی مصافی
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مِصفیََ. (ناظم الاطباء). رجوع به مصفی شود. || جِ مِصفاه. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (دهار). جِ مصفاه به معنی پالونه. (آنندراج). رجوع به مصفاه شود.[ مُ ] (ع ص) دوست خالص. (ناظم الاطباء). يکدل. (يادداشت مؤلف): اوصاف مصافيان چو گردد صافی بينند به دل هر آنچ بينند به چشم. ؟ (از سندبادنامه). || معشوق. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مصافی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر